عزيز دولت آبادى

563

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

دانسته‌اند » . تاريخ وفات على رضا را كسى جز سپهر ، نقل نكرده ، كه يك جا سال 998 و در جاى ديگر 1029 است به نوشتهء مرحوم دكتر بيانى هيچ‌يك از اين دو تاريخ معتبر نيست ؛ زيراكه على رضا تمام دورهء شاه‌عباس اول را در قيد حيات بوده و سال 1038 ، هنوز مىزيسته است ، و اگر قول ميرزا سنگلاخ را درست بدانيم كه يك‌صد و بيست و پنج سال زندگى كرده است ، سالها پس از مرگ شاه‌عباس نيز در قيد حيات بوده است كه بعيد مىنمايد . در مجلهء هنر و مردم بدون ذكر مأخذ سال تولدش 954 - 959 و وفاتش 1079 - 1084 ضبط و افزوده شده است كه در اواخر عمر ناخوش و بسترى شد و چون مورد توجه شاه بود اطباى حاذق براى معالجه دعوت شدند وى پس از رفع اغما چشم گشوده و احباب را در اطراف خود ديده و بالبداهه اين شعر را سروده است : اى دريغا كه از جهان خراب * زير تارى مغاك بايد شد با دل و خاطرى چو آتش و آب * باد پيموده خاك بايد شد پاك ناكرده تن ز گرد گناه * نزد يزدان پاك بايد شد از آثار گرانبهاى وى كتيبهء طلاى ضريح مقدس آستان قدس در مشهد است كه هم‌اكنون در موزهء آنجا نگهدارى مىشود براى اطلاع از ساير آثار او به « احوال و آثار خوشنويسان » رجوع شود . نمونه‌يى از رباعيات اوست : تا ز آتش عشقت جگرم گشت كباب * پيوسته رود ز ديده و دل نمك آب آسودگى و عشق تو امريست محال * صبر و دل بىقرار نقشيست بر آب * * * تا خانه‌نشين شدى تو اى درّ خوشاب * پيوسته مراست در غمت ديده پرآب من خانهء دل خراب كردم ز غمت * تو خانه‌نشين شدى و من خانه‌خراب * * * تا غمزه به خون خلق شد هم پشتت * بيرون نتوان كرد دلى از مشتت ازبس‌كه به خون ما اشارت كردى * خون مىچكد اينك ز سر انگشتت * * * در وادى شرع و راه نيكوسيرى * از بعد نبى على كند راهبرى